با تکامل تدریجی «تولید هوشمند» از یک اصطلاح رایج صنعتی به یک جهتگیری سیاستی، و با افزایش مداوم الزامات سایتهای تولیدی برای بهرهوری، پایداری و قابلیت ردیابی، شرکتهای تولیدی در مرحلهای حیاتی از انتقال از «اتوماسیون» به «دیجیتالیسازی و سیستمسازی» قرار دارند.
در این فرآیند، «کارخانه بدون چراغ» دیگر صرفاً شکل نهایی عملیات کاملاً بدون اپراتور نیست، بلکه یک جهت تکاملی مداوم است که با ادغام دیجیتال، عملیات با حداقل مداخله انسانی و همکاری سیستمی مشخص میشود.
در سطح ملی، سیاستهایی مانند «تولید هوشمند» و «اینترنت صنعتی» به طور مداوم در حال پیشرفت هستند و مسیر تحول صنعت تولید به سمت دیجیتالیسازی و عملیات با حداقل مداخله انسانی را روشن میکنند؛ در عین حال، شرکتها به تدریج متوجه میشوند که دادههای پراکنده در تجهیزات، فرآیندها و فرآیندهای تولید دیگر صرفاً سوابق عملیاتی نیستند، بلکه پایهای مهم برای پشتیبانی از بهینهسازی بهرهوری، پایداری کیفیت و تصمیمگیری مدیریتی هستند.
در این زمینه، مدل تولید در زمینه پوششدهی بستها در حال تحول از «اتکا به تجربه و مداخله گسترده دستی» به «تثبیت فرآیند، بصریسازی دادهها و همکاری سیستمی» است.
به عنوان یک فرآیند کلیدی در تولید بستها، پیوند پوششدهی روی و آلومینیوم الزامات بسیار بالایی برای سازگاری، پایداری و تطابق ضربان دارد. خط سنتز پوششدهی روی و آلومینیوم Junhe Fastener، بر اساس نیازهای واقعی شرکتهای تولیدی فعلی، با ارتباط متقابل دادهها، پیوند سیستم و عملیات با حداقل مداخله انسانی به عنوان هسته، قابلیتهای اساسی پوششدهی دیجیتال آیندهنگر را برای شرکتها ایجاد میکند و به یک «واحد پایه» ضروری در اجرای تدریجی کارخانه بدون چراغ تبدیل میشود.
سیاستهای ملی مرتبط با «تولید هوشمند» به طور مداوم عمیقتر میشوند و صنعت تولید را از اتوماسیون نقطهای به سمت سیستمسازی و دیجیتالیسازی ارتقا میدهند. تولید با حداقل مداخله انسانی و عملیات پایدار به جهتگیریهای مهمی برای شرکتها در جهت کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری تبدیل شدهاند.
دادههایی مانند وضعیت عملیاتی تجهیزات، پارامترهای فرآیند و ضربان تولید از «سوابق منفعل» به پایهای تولیدی تبدیل میشوند که قابل تجزیه و تحلیل، ردیابی و بهینهسازی هستند و از بهبود فرآیند بعدی و تصمیمگیری مدیریتی پشتیبانی میکنند.
در مرحله فعلی، شرکتها از طریق سیستمهای دیجیتال، تثبیت و همکاری فرآیند را بیشتر درک میکنند؛ بر این اساس، در آینده میتوان فناوریهایی مانند هوش مصنوعی را برای دستیابی به پیشبینی، بهینهسازی و پشتیبانی تصمیمگیری در سطح بالاتر معرفی کرد.
تجهیزات ماژولهای مختلف حسگر و جمعآوری داده را ادغام میکنند که میتوانند پارامترهای فرآیند پوششدهی (مانند سرعت پوششدهی، مقادیر تنظیم کلیدی فرآیند) و وضعیت عملیاتی تجهیزات (مانند بار، دما، ضربان عملیاتی) را به طور مداوم ثبت کنند، بصریسازی و قابلیت ردیابی فرآیند تولید را تحقق بخشند و یک پایه داده واقعی و قابل اعتماد برای بهینهسازی فرآیند بعدی و تجزیه و تحلیل سیستم فراهم کنند.
تجهیزات از اتصال با سیستمهای MES، ERP و سایر سیستمهای کارخانه پشتیبانی میکنند و پیوند سیستمی صدور دستورالعمل تولید، بازخورد وضعیت و قابلیت ردیابی فرآیند را تحقق میبخشند و پیوند پوششدهی را از «عملیات مستقل تجهیزات» به «عملیات مشارکتی خط تولید» تبدیل میکنند.
از طریق یک راهحل ارتباطی صنعتی، انتقال داده پایدار و قابل اعتماد بین تجهیزات و سیستمها تضمین میشود و نیازهای عملیاتی تولید مداوم، نظارت از راه دور و همکاری چند تجهیز را برآورده میکند و تضمین محکمی برای تولید با حداقل مداخله انسانی فراهم میکند.
تجهیزات میتوانند با واحدهای لجستیکی خودکار مانند AGV و رباتهای حمل و نقل اتصال برقرار کنند، از بارگیری و تخلیه خودکار مواد و انتقال بین فرآیندها پشتیبانی کنند، فرکانس مشارکت دستی را کاهش دهند و ریتم کلی تولید و پایداری عملیات را بهبود بخشند.